تبليغاتX
منم کلئوپاترا دختر فیلیپ
زندگی سراسر عشق ورزی است

 

اینجا بر در خانه دوست نشسته ام

منتظرم تا به رویم گشاید در را

و من تا انتهای خوبی پرواز کنم

و عطر گلها را به مشام جان هدیه

معبودم

در پرستشگاهم به انتظار ندای تو

خواهشم را اجابت نما

بی تو معنای ندارد این زندگی بی ثمرم

همچنان تشنه لب

در صحرای جنون و دلدادگی

سر نهاده ام

روان ساز سوی این غمگین ره گم کرده

رودهای جاری عشق را

معبودم

به انتظارت تمامی لحظه ها را

به شمارش می گذارم

تا با نوای نم نم باران

به سویت بازم خوانی

تا همانند پرنده ای سبکبال بسویت آیم

تا ابدیت عشق

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385ساعت 11:11  توسط کلئوپاترا فيليپ |