تبليغاتX
منم کلئوپاترا دختر فیلیپ
زندگی سراسر عشق ورزی است

با طنین پای پاییز

در این ویران سرا نشسته ام

مات و مبهوت و خسته

خسته از هر چه ویرانه ست

خسته از این غروبهای سرد و بی روح

بی روح تر از خودم

کیست که اینچنین ناله ی خاموش سر میدهد

در این ویرانه های خاکستری رنگ و مات

و من از خود جدا

سر بر زانو

گوش به صدای هوهوی سرد باد

که می پیچید در این ویران سرا

و می کوبد به دلم با بی رحمی

و صدایش

گوش خراش تر از زمزمه جغد

آه نمی خواهم دگر

ببینم این رنگهای مات و خاکستری را

این صداهای زنگ دار بی محبت را

بگذار ویرانتر از عمر بگذرم ....

بگذار ....

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت 9:9  توسط کلئوپاترا فيليپ | 

 

جاده خالي

من تنها

مقصد دور

پاي من خسته

.....

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم آبان 1385ساعت 7:42  توسط کلئوپاترا فيليپ |