![]() |
![]() |
|
| زندگی سراسر عشق ورزی است |
|
اینجا نشسته ام بر فراز ویرانه پدرانم شعرهایشان را جا گذاشته اند میان سینه من اینجا نشسته ام کنار تنگ هاي لبریز از شراب ستاره ها در کنار آغوش یار خیلی دور می سرایم از شعرهای پدرانم اینجا نشسته ام خالی لبریز از احساس بودن نبودن عشق نفرت حسرت آه کدامین احساس گمشده در من بگو کجایند پدرانم یادگارانم از گذشته تا کنون می سرایم آهسته بر لب جوی اما باز هم آغوش یار دور ستاره ها در کنار
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سی ام دی 1385ساعت 7:58 توسط کلئوپاترا فيليپ |
|
|
دوست وبلاگ نویس بسیار عزیز آقای عرفان (وبلاگ یازیلاریم) نکاتی چند در شعر زیر را نقد کردند که نقدشان بجا و متین بود و انجام شد ***** وقتی اعدام صدام این جنایتکار خون خوار را از تلویزیون دیدم آرام نشدم چون اینطوری نباید می مرد باید به سزای عمل ننگینش میرسید ********************************************************************* بر آن شط خون بر کارون همیشه استوار هزاران نگاه افتاده شاید یکی از آن نگاهها متعلق به یار من باشد که منتظر تلاقی چشمان من با اوست هزاران سال گذشته هزاران سال تنهایی و من هرگاه دل تنگ نگاهش میشوم به آن شط پر خون می نگرم می یابم از اعماق آن روح نگاهش را هنگامی که تنها سر بر بالین مرگ می نهاد مرا صدا کرد و آورد پژواک آن را زمزمه غم گرفته باد من در اسارت زمان مکان جسم بودم آه، حسرتم را به وسعت سینه غم گرفته ام برای ابد به جاودانی زمان میسپارم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم دی 1385ساعت 8:44 توسط کلئوپاترا فيليپ |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
نثر ما (دکتر) پرنده مهاجر ناما جعفري حامد فتوبلاگ بارون بی بی خشت من مادر شدم آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
عطر سکر آور گلهای یاس موج سنگین گذر زمان نسیم وحید لحظه زندوني سپهری (معشوق همینجاست) مسیحا فریاد (مجتبی تقوی نژاد) یوسف حیدری |
|
RSS
|