![]() |
![]() |
|
| زندگی سراسر عشق ورزی است |
|
از عشق خواهم گفت از زيبايي نگاه تر شده از آن غم تنهايي آن را در شب مهتاب خواهم دید ياد نگاهت در قلبم امروز افتاد زير پنجه هاي غم فشرده شد باد وحشي را كه بنياد تو را از جا كند هرزه گرد آن باد خود كامه عطر دل انگيز گيسويت را برد بر بال سفيد ابرها رفتم و رفتم تا رسيدم به شهر خاطره هايم پاي مي نهد در كوي من آرام آرام يادها خاطرات گمشده پر پر مي زند در ذهن من بگذر اي خسته دگر از كوي من كه دگر من مي شوم غرق در اين گردابها آرزو دارم كه روزي با صبا همراه شوم بگذرم از اين مغاك راه گيرم تا روم سوي آن منزل سرا خوش بخوابم با طرب تا شود آسوده سر اين جسم من تا شود آسوده سر اين جسم من
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 17:29 توسط کلئوپاترا فيليپ |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
نادیاسان نثر ما (دکتر) پرنده مهاجر ناما جعفري حامد فتوبلاگ بارون بی بی خشت من مادر شدم آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
عطر سکر آور گلهای یاس موج سنگین گذر زمان نسیم وحید لحظه زندوني سپهری (معشوق همینجاست) مسیحا فریاد (مجتبی تقوی نژاد) یوسف حیدری |
|
RSS
|