![]() |
![]() |
|
| زندگی سراسر عشق ورزی است |
|
قول می دهم تا چند روز دیگه چیزی ننویسم ولی یک سوال بزرگ داشتم: چرا شیعیان اینقدر از خالد بن ولید بدشان می آید؟؟!!!! در کتاب اسلامهای معارض خواندم که این شخص بعد از رحلت محمد (ص) در گسترش دین اسلام و جنگ با اشخاص مدعی نبوت خیلی جنگیده است. لطفا به سوال من جواب دهید تا خدایتان پاداش نیکو به شما عنایت نماید...
کلئوپاترا
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 8:43 توسط کلئوپاترا فيليپ |
|
|
برف میبارد یافتند آخر فسونی را که می جستند
سیاوش کسرایی
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 12:57 توسط کلئوپاترا فيليپ |
|
|
خواب آلوده ام٬ رویازده ام٬ شگفتا کجایم به قول حبیب کجایم من نمی دانم٬ خسته ام٬ خسته نیستم... گوی روی فرش ابرهای مخملی طی طریق عمر میکنم ... اندکی می ایستم و به پایین می نگرم و دمی در خود فرو می روم... ناگاه شگفت زده هبوط می کنم... یاد جبل الرحمه می افتم مکان هبوط آدم و حوا به زمین و آغاز بدبختهای انسان... شاید هم آغاز شروع زیاده خواهی نوع بشر... یا شایدم ....
کلئوپاترا
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 9:17 توسط کلئوپاترا فيليپ |
|
|
باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدش بر جفای خار هجران صبر بلبل بایدش نازها زان نرگس مستانه اش باید کشید این دل شوریده گر آن جعد و کاکل بایدش ایدل اندر بند زلفش از پریشانی منال مرغ زیرک چون بدام افتد تحمل بایدش
کلئوپاترا
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 9:6 توسط کلئوپاترا فيليپ |
|
|
بیشتر وقتها به این فکر میکنم که چرا جوونهای امروز اینقدر پر توقع و بی فکر هستند البته نمی شه گفت بی فکر ولی یه جورایی بیشتر به فکر خودشون و راحتی خودشون هستن تا دیگران و خیلی افسوس می خورم چون هم نسلهای من کسانی بودن که بیشتر به فکر دیگران بودن تا خودشون .... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 9:42 توسط کلئوپاترا فيليپ |
|
|
سروده عشق ای سراسر وجودم برایم با دستان مهربانت سقفی بساز عاشقانه تا زیر تگرگ گل برگهای لطیف دلم پرپر نشود
کلئوپاترا
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 9:5 توسط کلئوپاترا فيليپ |
|
|
پریشب داشتم برنامه کانال یک را نگاه میکردم دکتر ابراهیم ویکتوری برنامه داشت و در مورد کتاب جدیدش صحبت میکرد و همچنین در کتاب شگفتیهای جهان گفته بود که به تازگی علم ثابت کرده که این جهان را خدایی عالِم به وجود آورده !!!!!!! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 7:36 توسط کلئوپاترا فيليپ |
|
|
شعرهای بس زیبا و جان سوز از شادروان هدیه که شادروان هایده با اون صدای خوشش خواند که جاودان باقی خواهد ماند
دلی دارم فـــــدای عشــــق و دیــــده مصیبت های دنیــــــــــا رو کشیــــــده بمیرم من واسه اون دل شکستـــــــه که چـــون من خیـــــــری از دنیا ندیده من از این شب شب هجران چه گویم از این گردونه ی گردون چه گویـــــــم تو که چشمات طبیب درد مــن نیست من از دردای بی درمـــون چه گویــــم غم و درد و پریشونی از این عشـــــق که می دونم جدایی در کمینـــــــــــــه هـــزارون غم زدن خنجـــر به جونـــــم چه گویــــــم کار این دنیــــــا همینــــه
واسه من که دل شکسته ام از غم زمونه خسته ام اگر مستی هم نباشه می پرستی هم نباشه دیگه چی تو زندگی درمون دردهای منه اگر میخوونه نباشه پس کجا جای منه من می خوام به خونه خدا برم اگر میخوونه نرم کجا برم اگه قلبم و شکستن همه درا رو بستن در میخوونه که بازه مستی هم که چاره سازه بعد از این سراغم و شب میخوونه بگیر بعد از این سراغم و از می و پیمونه بگیر نمی خوام کنار این مردم بی وفا برم پیش کی عاشق و دیوونه و بی خیال برم آخرش مستای میخوونه بدادم میرسن ساقی و شراب و پیمونه به دادم میرسن بعد از این سراغم و شب میخوونه بگیر بعد از این سراغم و از می و پیمونه بگیر من میخوام بخوونه خدا برم اگر میخوونه نرم کجا برم |
||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 10:33 توسط کلئوپاترا فيليپ |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
نثر ما (دکتر) پرنده مهاجر ناما جعفري حامد فتوبلاگ بارون بی بی خشت من مادر شدم آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
عطر سکر آور گلهای یاس موج سنگین گذر زمان نسیم وحید لحظه زندوني سپهری (معشوق همینجاست) مسیحا فریاد (مجتبی تقوی نژاد) یوسف حیدری |
|
RSS
|