![]() |
![]() |
|
| زندگی سراسر عشق ورزی است |
|
این روزا حوصله خیلی چیزها را ندارم خسته ام وحشتناک. وبلاگی درست کردم برای لحظه های دلم. در واقع این جا امپراطوری کلئوپاتراست و از هر قلمروی دیگری گستره تر. در اینجا دلنوشته های من (صفت شعر به آنها نمی دهم چون فکر نمی کنم آنقدر توانایی سرودن شعر را داشته باشم) یا بقول دوستی عزیز پستهای روزانه قرار دارد و در این ساعتهای سنگین زندگی گریزی است برای رها شدن حتی اندکی. از تمامی دوستانی که بنحوی سر می زنند حال شاید این دوستان قدیمی باشند یا جدید احترام مهمان بر میزبان لازم و واجب است ولی خواهشی دارم که حتی المقدور برای من پست خصوصی نفرستند. پستهای خصوصی خنده آور و گاهی کسالت بار از حرفهای بچگانه که جای تعجب دارد از کسانی که مثلا باسواد و امروزی هستند چه آنکه با مشاهده این پستها آنها را کپی کرده و روی کامنتدانی خود برای مشاهده عموم قرار خواهم داد خوب به هر جهت اینجا قلمرو حکومت کلئوپاتراست با قوانین خاص خودش
کلئوپاترا |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 7:25 توسط کلئوپاترا فيليپ |
|
|
در آسمان آبی عشق پرواز کن تا نهایت زلال رویا باور کن گرمای آن را بسوز از هرم نفسش و با او سفر کن تا تکامل انسان
کلئوپاترا |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 7:23 توسط کلئوپاترا فيليپ |
|
|
تولد مرد راستین عشق و وفا و یکرنگی مولا علی جانم مبارک باد تمام گلهای عشقم نثار قدمهایت کلئوپاترا
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 10:11 توسط کلئوپاترا فيليپ |
|
|
من از ساعتهای بیهوده از مترسکها بی قلب از جاودگران قصه می ترسم چشمانم از سیاهی واهمه دارد می رمد دلم از عشقهای سنگی خسته ام از متفاوت بودن با دیگران دور بودن از آدمهای معمولی دمی دیدگان خسته ام را می بندم می خواهم با خود تمرین سکوت کنم فکر از هزاران رهگذر آسایش ندارد گویی آزاد راهی است برای چراها می آیند و می روند بی آنکه جوابی بدست آورم زهرابی بر جانم می ریزند و میگذرند متحیرم از این تحمل، صبر خسته ام از این مترسکهای بی قلب
کلئوپاترا
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 8:57 توسط کلئوپاترا فيليپ |
|
|
از ورای چشمان خاکستری به غم نشسته می نگرم سقوط انسانیت را دلتنگ یک ترنم عاشقانه ام از هزارهای شاد باغ بپرس دنبال سرسختی در میان سنگهای کوه گشتم و تنها گلبرگ لطیف شقایق را دیدم که از لابه لای صخره های سخت قد علم کرده بود متحیرم از این مقاومت وفا را در کجا جستجو کنم پاسخ از که بپرسم کلئوپاترا |
|
+ نوشته شده در
شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 8:23 توسط کلئوپاترا فيليپ |
|
|
می خواستم این مطلب را چند روز قبل بنویسم ولی نه حوصله داشتم و نه حالشو بماند... بمناسبت روز زن جشنی را بر پا کرده بودند و غیره و ذالک کاری به این طرف قضیه ندارم... مدیر عامل شرکت مادر طی نطقی اعلام فرمودند که تمام مجردین اگر تا آخر امسال ازدواج کنند رسمی خواهند شد!!!!!!
کلئوپاترا
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 7:16 توسط کلئوپاترا فيليپ |
|
|
خیلی خسته و دل شکسته ام . بطرز وحشتناکی خالی از خودم هستم... حس میکنم در مردابی از خودخواهی ها زندانی ام و هیچ راه گریزی نیست ... هر چقدر هم بخودم دلداری می دهم فایده ای نداره کاشکی می توانستم همه چی را فراموش کنم همه چی را . یاد ترانه داریوش می افتم وقتی که دل تنگه فایدش چیه آزادی زندگی زندونه وقتی نباشه شادی ...
کلئوپاترا
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 9:18 توسط کلئوپاترا فيليپ |
|
|
چه حالی به آدم دست میده وقتی کله سحر میایی اداره صدات کنن دفتر مدیریت و بهت بگن باید به کارشناسان شرکت زبان تدریس کنی؟؟؟؟
کلئوپاترا |
|
+ نوشته شده در
شنبه هشتم تیر 1387ساعت 10:6 توسط کلئوپاترا فيليپ |
|
|
وقتی دکتر بهم گفت پدرتون سکته مغزی کرده باید سریعا بستری بشه فکم خورد زمین و مثل گیج و منگها نگاش کردم بر و بر ... با اینکه یک هفته از این موضوع میگذره هنوز در باورم نمی گنجه که بابا سکته کرده اونم کی بابا با اون بنیه قوی .. هنوز عصر که میشه فکر میکنم الان از سرکار میاد و از دم در مامان و هی صدا میکنه تا بیاد بالا ما هم برای سر به سر گذاشتنش تقلید صدای مامان و در میاریم و هر هر می خندیدیم ... دیروز آتیشم زد با حرفش که باباجان برو منو مرخص کن ببر خونه مامانت دیگه داره اذیت میشه اینجا و من گیج و منگ نگاهش میکنم و میگم کمی صبر کن تا خطر بر طرف بشه .. و مامان خیلی خسته و داغون ...
کلئوپاترا
|
|
+ نوشته شده در
شنبه یکم تیر 1387ساعت 12:44 توسط کلئوپاترا فيليپ |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
نثر ما (دکتر) پرنده مهاجر ناما جعفري حامد فتوبلاگ بارون بی بی خشت من مادر شدم آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
عطر سکر آور گلهای یاس موج سنگین گذر زمان نسیم وحید لحظه زندوني سپهری (معشوق همینجاست) مسیحا فریاد (مجتبی تقوی نژاد) یوسف حیدری |
|
RSS
|