تبليغاتX
منم کلئوپاترا دختر فیلیپ
زندگی سراسر عشق ورزی است

شاید آن روز از یاد رفته

زندگی بر لبه تیغ

خواب سنگین زمستان

در رگهای زندگی

فروکش کردن عشق

در مصاف حق و باطل

طلوع دو رنگی

بر فراز دلها

فرار هیاهو از حقانیت سکوت

شاید آن روز از یاد رفته

زمزمه های سراب گونه

باور سادلوحانه فرزند آدم

مردن شرافت و صداقت

در ثانیه های عمر

شاید آن روز از یاد رفته

ولی از یاد خدا نرفته

 

کلئوپاترا

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 8:57  توسط کلئوپاترا فيليپ | 
 

بابا اصلا حالش خوب نیست و حاضر نمی شه عمل کنه و من نگران و خسته 

 

کلئوپاترا

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 15:31  توسط کلئوپاترا فيليپ |