تبليغاتX
منم کلئوپاترا دختر فیلیپ - امان از دست این نویسنده های تازه به دوران رسیده
زندگی سراسر عشق ورزی است
 

در نمایشگاه کتاب چند ساعتی را گشتم در بخش کتابهای خارجی که یک مشت کتاب بدرد نخور دیدم و کتابهای مورد نظرم پیدا نشد مجبور شدم سفارش بدم ... در قسمت کتابهای تاریخی چند تا کتاب جلب نظر کرد و خلاصه با قیمت نجومی اونها را خریداری کردم... با اشتیاق شروع به خواندن کردم فقط تونستم ده صفحه بخونم و بعد بیزار شدم و کتاب را گوشه ای دور، نهان از دیدگانم گذاشتم تا با دیدنش آتش تنفر در دلم شعله ور نگردد نکات زیر حاصل این ده صفحه می باشد:

در مقدمه کتاب:

من در خیلی از کتابها دنبال شخصیت امی تیس گشتم ولی هیچ اثری از وی پیدا نکردم ... از بس به این شخصیت فکر کردم تا با خودش ارتباط برقرار نمودم و تصمیم گرفتم این داستان را بنویسم با کمک خودش....

این کتاب، کتاب خوبی است (نویسنده از کتاب خودش میگوید)...

در متن کتاب:

در قصر جار و جنجالی بخاطر ربوده شدن پسر ماندانا بر پا بود .... در این خصوص در تمامی کتب تاریخی به این اشاره شده که وقتی ماندانا صاحب پسری میشود آستیاک به علت خوابی که دیده بود دستور به کشتن کوروش میدهد و ربودن اینجا اصلا معنایی ندارد نمی دانم آقای مرتضی صفری این نکته روشن تاریخ را رویاگونه دیده اند یا نه؟؟

امی تیس بعد از بازی با ندیمه اش آرمیتا و آتش سوزاندن ... به قصر بر می گردد و به حضور پدر می رود... اینجا پادشاه با عظمت ماد به دخترش نصایح پدرانه می گوید که کمی باوقار باشد و غیره ... امی تیس به پادشاه ماد میگوید مگه همیشه شما به من نمیگید من دختر گوگول بابام و غیره...

خدایا من متحیرم از این نویسنده که ادبیات زیبایی فارسی را اینطوری به ... کشیده

آقا حتی اگر میخواهی رویا نویسی کنی لااقل ادبیات نوشتاری را برای زیبایی متن و دلنشین شدن آن رعایت کن.

خیلی عصبانی شدم و دیگه به خوندن ادامه ندادم نمی دانم مابقی داستان را چگونه روایت نموده اند.

کلئوپاترا

راستی رفتم پرشین بلاگ اگه خواستید اونجا بدیدنم بیایید تا این قصر متروک را سر و سامانی بدم

آدرسم:

http://cleopatraph.persianblog.ir/

 

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم خرداد 1388ساعت 18:43  توسط کلئوپاترا فيليپ |